یکی بود یکی نبود یه آقا سوسکه هست و یه خانم جیرجیرک که عاشق همن
ای شیطون آخه عزیزدلم تو که زودتر از من همیشه خوابت میبره .
شوخی کردم .اون شبایی که زودتر از من می خوابی احساس تنهایی عجیبی میکنم با اینکه تو اونجایی من اینجا هیچ وقت و هیچ وقت نبودن رو حس نکردم ومطمئنم حس نمیکنم . جز اون موقع هایی که خوابیدی . دوست دارم زنگ بزنم بیدارت کنم .دلم نمیاد .چند وقت پیشا خواب بودی داشتم بهت اس میدادم یکی از بچه ها گفت الان کل ملت خوابن به کی اس میدی گفتم به باباییم .گفت خب اونم خواب گفتم میدونم ولی طاقت نمیارم . بزار اس بدم اینطوری آروم میشم ....
الهی من بمیرم واست مراقب خودتت نیستی که خودتو اذیت میکنی . امروز وقت نکردم ازت بپرسم پات بهتر شده یا نه ؟
ميدوني چيه خانوم جيرجيرك هميشه خواب با تو بودنو ميبينم گرماي وجودت داره هر روز وسوسم ميكنه بيام پيشت جوري كه طاقت نميارم شب بدون تو خوابم نميبره
دوست دارم
از مرد ها ،
ولی وقتی کسی رو داشته باشی در کنارت
که بتونی باهاش صحبت کنی
محبتش رو دریافت کنی
و کنارش احساس آرامش کنی
دیگه از هیچ چیزو هیچ کس نمی ترسی . مثل الان من
اون شبیه مردها ترسناک نیست...اصلا شبیه مردهای دیگه نیست
میدونی چیه آقا سوسکه ؟؟؟؟؟
تو اگه نباشی حتی واسه چند دقیقه و چند ثانیه..... من میمیرم .
آغوشم
اندامت رو میخواد
برای لحظه ای آروم تر شدن..
این روزها ...
بی تاب تر از همیشه میگذره و میگذره و.....
دوست دارم
جيرجيرك